تبلیغات
وبلاگ علمدار بصیرت عباسیه حضرت ابوالفضل العباس دزفول - اشعاری در وصف بانوی کرامت
 
عباسیه حضرت ابوالفضل العباس دزفول
« علمدار بصیرت »
درباره وبلاگ


«علمدار بصیرت»

دیروز از هر چه بود گذشتیم...
امروز از هر چه بودیم!
آنجا پشت خاکریز بودیم و...
اینجا در پناه میز!
دیروز دنبال گمنامی بودیم و...
امروز مواظبیم ناممان گم نشود!
جبهه بوی ایمان می‌داد...
اینجا ایمانمان بو می‌دهد
الهی
نصیرمان باش تا «بصیر» گردیم...
بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم...
و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

سردار شهید نورعلی شوشتری


مدیر وبلاگ : مجید فقیهی
آخرین نوشته‌ها
نظرسنجی
وبلاگ ما را چطور ارزیابی می‌کنید؟





به وبلاگ علمدار بصیرت خوش آمدید

منتظر دریافت نظرات و پیشنهادات سازنده شما هستیم

 
شعری از آیت الله صافی گلپایگانی در وصف حضرت معصومه:


با روى سیـاه و بار سنــــگین گناه

با خجلت و شرمسـارى و حال تباه

در حـضـرت مـعـصـومـه گـزیدیم پناه

یا فاطمه اشفعـــى لـــنا عـــندالله

سلام بر بانوی کرامت
و شعری از  علی اکبر لطیفیان :

نشسته ام بنویسـم حـرم، حـرم، بانو
چه خوب شد که دوباره کبـــوترم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا به قـــم ببری
دو هفته ای شده اصلا نمی پرم، بانو

نشسته ام بنویسـم مــرا رهــا نکنی
که بی تو راه به جـایی نمی برم، بانو

 
مسیح نیز مریض مرا علاج نکرد

ولی به لطف تو امروز بهترم، بانو

امام زاده ی موسی بن جعفری، خانم

غلام زاده ی موسی بن جعفرم، بانو

سلام بانوی خیرات، بانوی برکات

هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات

به شرط آن که فدایت شوند سر دادند

به شرط آن که برایت شوند، پَر دادند

شفیعه ی همه، مدیون چادرت هستیم

به لطف توست به ما سایه ای اگر دادند

تمام حاجت خود را نوشتم و بعداً

حساب کردم و دیدم که بیشتر دادند

قدم گذاشتی و یک نفس زدی و سپس

به علم حوزه ی علمیه ها اثر دادند

چهار امام کمال تو را بیان کردند

چهار امام جلال تو را خبر دادند

چهار امام نوشتند احترام تو را

شکوه نام تو را ،جلوه ی مقام تو را

بلند عرش خدا هم ردیف شانه ی تو

بهشت باغچه ای در حیاط خانه ی تو

قدم به سمت مدینه زدم نفهمیدم

چطور شد که رسیدم به آستانه ی تو

من و تو هر دو به دنبال یک هدف هستیم

تویی روانه ی مشهد منم روانه ی تو

حریمت آینه، ایوانت آینه، آری

چقدر آینه در آینه است خانه ی تو

شبیه فاطمه، همسایه آبرویش را

گرفت شب به شب از گریه ی شبانه ی تو

بخوان نماز شبت را که استفاده کنیم

و پخش کن رطبت را که استفاده کنیم

کریمه! سفره ی نان را به دست تو دادند

همیشه روزی مان را به دست تو دادند

چگونه دل نگران قیامتم باشم

دل منِ نگران را بدست تو دادند

کلید قفل حرم را بدست ما دادند

کلید قفل جنان را بدست تو دادند

قلمروی تو خلاصه نمی شود در قم

همه زمین و زمان را به دست تو دادند

نجات مردم قم دست "میرزای قمی" است

نجات هر دو جهان را بدست تو دادند

نگاه ما همه بر آفتاب محشر توست

دخیل ما همه بر رشته ی معجر توست

نکرده است کسی غیر حق تماشایت

ز بس که خالق تو آفریده بالایت

تو ازدواج نکردی به خاطر این که

نبود هیچ کسی هم طراز و همتایت

کنار جلوه ی تو می شود خدا را دید

تو کوه طوری و بابای توست موسایت

تمام مردم دنیا به پات می میرند

فقط همین که بگوید: فدات بابایت

تویی که این همه باشد عطای امروزت

خودت بگو که چقدر است عطای فردایت

یگانه دختر موسی بگیر دست مرا

شفیع جنت کبری بگیر دست مرا

تو آن همیشه کرم، من همیشه نوکر تو

مرا بزرگ نوشته است ذره پرور تو

کنیز بود اگر مادرت، کنیز تو بود

هزار حضرت مریم کنیز مادر تو

تو آنقدر عظمت داشتی که از مادر

فقط امام رضا می شود برادر تو

و از میان پسرهای موسی جعفر

فقط امام رضا بود سایه ی سر تو

خدا کند که نگیرد به چوبِ ناقه سرت

خدا کند که نگیرد به سنگ معجر تو

خدا کند که این جا پرت به در نخورد

شبیه مادر زینب، سرت به در نخورد


نوع مطلب : مناسبت‌ها، شعر و نوشته ادبی، 
برچسب‌ها : شعر، شهادت، حضرت معصومه، قم، آیت الله صافی گلپایگانی، بانوی کرامت، کبوتر حرم،


وبلاگ علمدار بصیرت

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل نوشته‌ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • Future Google PR for alamdarebasirat.mihanblog.com - 3.11

    Top Blog
    برای انتخاب ما بعنوان وبلاگ برتر کلیک کنید
    اوقات شرعی ماهانه
    اوقات شرعی کامل
زیارت مجازی
تدبر در قرآن
دانشنامه عاشورا
دانشنامه مهدویت
وصیتنامه شهدا